خواجه محمد پارساى بخارائى ( پارسا )
مقدمهء كتاب 30
قدسيه ( كلمات بهاء الدين نقشبند )
در ميان نقشبنديان گذشته از تربيت مريدى و مرادى كه در طرائق ديگر نيز متداول است ، تربيتى ديگر نيز هست كه آن را « تربيت روحانى » نامند . بدين گونه كه سالك به روحانيت شيخى از مشايخ سلف توجه مىنمايد ، و درو مستغرق مىشود . و همين توجه و « نسبت روحانى » خود سبب پيوند و ارتباطى مىشود در ميانهء سالك با آن شيخ ، بىهيچ همزمانى . خلاصه در اين طريقه دو اصطلاح هست : « تربيت جسمانى » و « تربيت روحانى » . تربيت جسمانى اصطلاح است از مراتب تربيت سالك در نزد يكى از مشايخ زمان خود ، در مقابل « تربيت روحانى » كه مراد توجه به روحى مخصوص از اولياست « 1 » . و نقشبنديان كسانى را كه از روحانيت مشايخ تربيت مىيابند « اويسى » مىنامند « 2 » . و خواجه بهاء الدين اگرچه تلقين ذكر از سيد امير كلال ( متوفى 771 ) يافته بود ، و ليكن به حقيقت اويسى بود و از روحانيت خواجه عبد الخالق غجدوانى ( متوفى 575 ) بهرهمند بود . نقشبنديان بمانند ديگر صوفيان از براى خود « سلسلهنامه » يى دارند . و در آن ، نسبت تصوف بهاء الدين نقشبند را از طريق همان سيد امير كلال و خواجهء غجدوانى به ابو بكر صديق مىرسانند . بدين گونه : بهاء الدين نقشبند نسبت طريقت از سيد امير كلال ( متوفى 771 ) دارد ، و او از محمد باباى سماسى ( متوفى 755 ) ، و او از على رامتينى ( متوفى 715 ) ، و او از محمود انجير فغنوى ( متوفى 685 ) ، و او از عارف ريوگرى ( متوفى 647 ) ، و او از عبد الخالق غجدوانى ( متوفى 575 . البته بهاء الدين بواسطهء نسبت روحانى مستقيما نيز با عبد الخالق غجدوانى پيوند دارد ) . و عبد الخالق از خواجه يوسف همدانى ( 440 - 535 ) ، و او از ابو على فارمدى ( متوفى 447 ) ، و او از ابو الحسن خرقانى ( متوفى 425 ) ، و او از بايزيد بسطامى ( 188 - 261 ) ، و او از جعفر صادق ( 80 - 148 ) ، و او از قاسم بن محمد بن ابى بكر ( متوفى 101 ) ، و او از سلمان فارسى ( متوفى 33 يا 32 ) ، و او از ابو بكر صديق ( متوفى 13 ) ، و او از
--> ( 1 ) - براى شرح بيشتر دربارهء تربيت روحانى و سوابق آن در تصوف اسلامى رجوع فرماييد به مقالهء راقم اين سطور « نقشى از نقشبنديان » در : جشننامهء پروين گنابادى ( تهران 1354 ) / 267 - 274 . ( 2 ) - الحدائق الوردية / 9 .